♥♥


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 2920
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1


Up Page

1-      من از قانون متنفرم اما بعضی ها به قانون نیاز دارن.

2-      مطلب های اینجا همه دست نویس های خودم هستن و یا یک متن رو ادامه میدم در نتیجه همش مال خودم هستن.

3-      ممکنه مطلبی رو واسه شخص خاصی بنویسم اگر خودم گفتم که این شخص چه کسی هست که هیچ اما اگر نگفتم خوشم نمیاد ازم بپرسید یا بیست سوالی بزارید و واسه خودتون فکر کنید و این افکار مسخره رو بیان کنید.

4-      اگر نظر بزارید خوشحال میشم ولی اگر چرت و پرت میخوایید بنویسید زحمت نکشید نه وقت منو بگیرید نه خودتون.

      5-   این متن ها همش مال خودمه اگر کپی برداشیتد اسمم رو بنویسید ننویسید هم که دزد به حساب میاید.

 

+ تاريخ یک شنبه 12 شهريور 1398برچسب:,ساعت 1:19 نويسنده shay rad |

پاییز نزدیک است...

صدای پیر شدن برگ ها را میشنوم

بوی باران نزدیک است

آمدن را ز پشت پنجره تماشا میکنم

این پاییز را در دستان گرم تو خانه خواهم ساخت


سرما را با اتش سیگار تو دود خواهم کرد


امسال زیبا ترین پاییز را در کوچه باغ چشمان تو قدم میزنم


پاییز امسال را با تو بیشتر دوست خواهم داشت ...

_________________________________________________________

پ.ن :  تقدیم به عزیز ترینم

اگر سیگار بکشی خودم میکشمت

+ تاريخ پنج شنبه 23 شهريور 1391برچسب:,ساعت 3:10 نويسنده shay rad |

امشب تو نیستی نه در دنیای واقعی من

و نه در دنیای مجازی من

اما در خیالم پرسه می زنی گه گاهی میخندی

گاه به من چشمک می زنی و باز میخندی همان خنده جاودان و همیشگی

حیف همه اش در خیال است

طاقت ماندن در خانه را بدون تو در این روز ندارم

لباس هایم را می پوشم.

همان هایی که بعد از رفتن تو ناخواسته همه مشکی شدند.

کوله پشتی ام را بر می دارم و از در این خانه که بی تو ویرانه شد بیرون می زنم.

نمی دانم در پس این کوچه های یخ زده که همه بوی مرگ و قبرستان میدهند

پی چه می گردم ؟؟ دنبال چه کسی؟؟ نمی دانم...

فقط میروم ....

نور مهتاب بر روی شانه هایم می نشیند

همان شانه هایی که قبل از رفتنت حتی آن شب لعنتی آخر خانه همیشگی اشک هایت بود

در سیاهی شب گم می شوم.

تنها چیزی که از من در این تاریکی باقی است سفیدی و بی رنگی چهره ام است

صدای قدم های بی هدفم را می شمارم

160 قدم از رویاهایت دور شده ام

شاید این پیاده رو انتهایش خانه ی ماه  باشد

شاید انتهای این زمین های یخ زده راهی باشد به روشنی ماه

ولی میدانم هیچ کدام به تو نمی رسند.

ای برتر از خیال من . . .

_____________________________________

پ.ن : این نوشته رو تقدیم میکنم به یکی از دوست های قدیمی و خوبم

امیدوارم هر جا که هست موفق باشه....

+ تاريخ پنج شنبه 16 شهريور 1391برچسب:,ساعت 4:41 نويسنده shay rad |

شبها در بیداری خواب میبینم

شبها در بیداری تو را میبینم

تمام تاریکی های شب را در چشمان سبز تو قدم زدم

از باغ سبز چشمانت میوه ی عشق را چیدم

پنجره ی قلب یاقوتی ات چه زیبا و بهاری است

پاییزی ترین روزهایم را در چشمان بهاری تو غرق میکنم

و گرم ترین احساساتم را در چشمان تو جشن خواهم گرفت

سبزه ی امیدم را در چشمان سبز تو با قلبم گره میزنم

کاش این گره نیز مانند بخت من کور بود

دریچه سبز درونت را دوست دارم....

+ تاريخ سه شنبه 14 شهريور 1391برچسب:,ساعت 6:53 نويسنده shay rad |

تنها چیزی که تمام وجود و قلبم را لمس کرد سیگارم بود

هر چه  تو را فریاد زدم نشنیدی

دعاهایم به تو و آسمان هفتم تو نرسید

دود سیگارم را در اعماق وجودم

در اعماق درد هایم فرو میبرم

انرا از وجود خود رها میسازم

انگار که به تمام درد هایم آغشته شده

شاید دود سیگارم صدای درد هایم را به آسمان هفتم تو برساند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خودم . نویس : من سیگاری نیستم. از سیگار و قلیون و هر چیزی مثل این دودکش ها هم متنفرم

+ تاريخ دو شنبه 13 شهريور 1391برچسب:,ساعت 22:42 نويسنده shay rad |

شال قرمز ات دیوانه ام می کند! خودم را می گویم.

شالِ قرمز ات دیوانه مان می کند! خودم و گاوهای اسپانیا را می گویم.

شالِ قرمز ات دیوانه شان می کند! تمام لعنتی هایی که توی خیابان به تو زل می زنند را می گویم.

شالِ قرمز ات همه را دیوانه می کند.

لعنت به همه سرخی ها...

 چه ها که نمیکنند این سرخی ها

تمام سرخ ها مثل تو شرور هستن همه دیوانه میکنند.

مثل رز سرخی که خار هاش وجودت را میسوزاند و سرخی اش تو را هوس باز میکند.

حتی باد سرد زمستانی هم به شال تو حسادت میکند و میخواهد انرا با خود ببرد

چه زیباست رقص سرخ  شال تو در پیاده رو های برف گرفته

مثل ستاره ای با دنباله قرمز اما تو از خود نور به جا نمیگذاری ! تو خون را از خود به جا میگذاری

رنگ سرخ شال تو خون مرا به جوش می اورد

ریشه های شالت مانند شعله های اتش در هوا عشوه گری میکنند

صد ها اتش فشان فعال هم نمیتوانند مثل شال سرخ تو فتنه به راه بیاندازند

شالِ قرمز ات دیوانه مان می کند! من و گاوهای اسپانیا را...

+ تاريخ دو شنبه 13 شهريور 1391برچسب:,ساعت 20:58 نويسنده shay rad |

 شب ... تاریکی ... سرما و من میرقصیم

در اغوش تاریکی ها  عریان میرقصم

با تنی یخ زده میرقصم

سیاهی گیسوانم را در تاریکی شب پریشان میکنم

عطر شب بوها را با گیسوانم لمس میکنم

نسیم سرد موهایم را نوازش میکند و من میرقصم

برای تنهایی ماه میرقصم

برای سفیدی و سکوت و خلوت ماه

با لهجه ی سیاه ترین سیاهی های شب برای نور سفید ماه میرقصم

و میرقصم.........

+ تاريخ یک شنبه 12 شهريور 1391برچسب:,ساعت 23:52 نويسنده shay rad |

 امشب لباسی از ابر های سفید خواهی پوشید و در آسمان وسیع و بی کران زندگی خواهی رقصید.

خورشید تابان عشق بر تو خواهد تابید و تصویر زیبای تو را هزاران بار بر هفت آسمان منعکس خواهد کرد.

 و تو عروسی در تالار هفتم اسمان خواهی بود. . .

عروسی در اسمان . . .

عشق آسمانی ات همیشه بی کران

+ تاريخ یک شنبه 12 شهريور 1391برچسب:,ساعت 23:50 نويسنده shay rad |

صفحه قبل 1 صفحه بعد